تاریخ جهانی جواهر و زیورآلات

1


تاریخ جهانی جواهر و زیورآلات

منتشر شده در 1404/12/06

به گواهی پژوهشها و تحقیقات باستان شناسان، انسان ابزارساز با استفاده از صدف، استخوان، سنگهای رنگی، چوب، پنجه و دندان حیوانات ابزارهای ساده خودش رو تزیین میکرده.

بومیان قرنها پیش، طبیعت رو به خودشون حلقه‌آویز میکردن. اونها معتقد بودن طبیعت، تمام قدرت جادویی خودش رو تو گل و برگ و و چوب و سنگ ذخیره کرده و اونهایی که از گل یا سنگ دور گردن و کمر خود آویزان میکنن قدرت طبیعت رو به بهای ترویج زیبایی میخرن. تاریخ بشریت از تاریخ زیورآلات جدا نیست. با ظهور اولین مدسازان ما قبل تاریخ (نخستین انسانهایی که به لحاظ آناتومیک میتوان آنها را انسان مدرن نامید) قدرت جادویی و نمادین زیورآلات به سراپای تاریخ بشریت آویخته شد.

گر چه امروز اغلب طرفداران وسایل زینتی رو خانمها تشکیل میدن، ولی هزاران سال پیش مردها بودن که برای اولین بار با برگ درختان، موهاشون را زینت دادن. 3 هزار سال پیش از میلاد مسیح، هنرمندان سرزمین فراعنه، اولین کسانی بودند که طلا را کشف کردن و چون چکش خور خوبی داشت از اون برای فراعنه تاج و گردنبند ساختن.

1400 سال پیش از میلاد مسیح، در یونان باستان، مرواریدهای زیبا به شکل گل و صدف و پروانه تراش خورد. هزار سال بعد، یونانیان ، دست به ساخت زیورآلات چند رنگ زدن و در این میان زمرد، عقیق سرخ، لعل کبود و مروارید استفاده کردن. اونها سنگهای رنگی، شیشه و مینا رو هم در کارهای خود به کار بردن. 100 طلای معروف ایتالیا، 8 سال پیش از تولد مسیح به بازار اومدن و از اون پس، آوازه زیبایی این طلاها، سراسر جهان را پر کرد. در قرن 13 میلادی استفاده از جواهرات در اروپای باستان، متدوال شد و میشد به وفور، لباسهای اشرافی مملو از جواهرات رو برتن زنان دید.

این در حالی بود که تو فرانسه، به تن داشتن کمربند زینتی و جواهرات برای شهروندان، ممنوع بود. با شروع رنسانس، در قرن 14 و کشف راه‌های دریایی و سرزمینهای جدید تو آمریکا و استخراج طلا، استفاده از گردنبند و گوشواره و سنجاق لباس، در طبقه اشراف رایج شد. در این عصر زیورآلات برای مراسم مذهبی استفاده میشد و فقط تاجران قدرت خرید اونها رو داشتن. اما کم کم، جواهرات هم مانند تمام چیزهای دیگه فراگیر و همگانی شد. طراحی جواهرات به صورت آنچه امروز میشناسیم، از قرن 16 آغاز شد.

جواهرات قرون وسطی

جواهراتی که در اروپای قرون وسطی استفاده می‌شدن، منعکس‌کننده‌ی یک جامعه‌ی به‌شدت سلسله‌ مراتبی و آگاه به جایگاه اجتماعی بودن. خانواده‌های سلطنتی و اشراف از طلا، نقره و جواهرات قیمتی استفاده می‌کردن. طبقات پایین‌تر جامعه از فلزات پایه مانند مس یا قلع استفاده می‌کردن. رنگ (که توسط جواهرات قیمتی و میناکاری ایجاد می‌شد) و قدرت محافظتی بسیار ارزشمند بودن. برخی از جواهرات دارای کتیبه‌های رمزآلود یا جادویی هستن که اعتقاد بر اینه که از صاحب خود محافظت می‌کنن.

تا اواخر قرن 14میلادی، جواهرات معمولاً به جای برش، صیقل داده می‌شدن. اندازه و رنگ براق، ارزش اونها رو تعیین می‌کرد. میناکاری به زرگران اجازه می‌داد تا طرح‌های خودشون رو روی جواهرات رنگ‌آمیزی کنن. اونها از طیف وسیعی از تکنیک‌ها برای ایجاد جلوه‌هایی استفاده می‌کردند که امروزه هنوز هم به‌طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرن.

جواهرات رنسانس

جواهرات رنسانس هم اشتیاق اون دوران به شکوه و جلال رو به اشتراک میذاشتن. میناکاری‌ها، که اغلب دو طرف جواهر رو می‌پوشوندند، پیچیده‌تر و رنگارنگ‌تر شدن و پیشرفت در تکنیک‌های برش، درخشش سنگ‌ها رو افزایش داد.

اهمیت عظیم دین تو زندگی روزمره، همونطور که قدرت زمینی را می‌توان در جواهرات دید، در جواهرات نیز دیده می‌شد - بسیاری از قطعات دیدنی به عنوان نمایش قدرت سیاسی استفاده می‌شدند. طرح‌ها نشان‌دهنده علاقه تازه به دنیای کلاسیک هستند، و چهره‌ها و صحنه‌های اساطیری محبوب میشند. هنر باستانی حکاکی روی سنگ‌های قیمتی احیا شد و استفاده از پرتره‌ها، روند فرهنگی دیگری را منعکس می‌کرد : فردگرایی در تولید زیورآلات.

تصور می‌شد که انواع خاصی از سنگ‌ها در برابر بیماری‌ها یا تهدیدهای خاص، از درد دندان گرفته تا چشم زخم محافظت می‌کنن. اونها همچنین می‌تونستند ویژگی‌هایی مانند شجاعت یا مالیخولیا رو تشویق یا دفع کنن. سنگ‌های یونانی یا رومی تراشیده شده در قرون وسطی بسیار ارزشمند بودن. اونها در کاوش‌ها یا در قطعات جواهرات قدیمی‌تر یافت می‌شدن و در سراسر اروپا معامله می‌شدن. عقرب به عنوان یک طلسم محافظ شهرت زیادی داشت. اعتقاد بر این بود که مسمومیت رو درمان میکنه و همچنین، به عنوان نمادی از علامت زودیاک عقرب، با آب مرتبط بود و بنابراین اعتقاد بر این بود که اثر خنک‌کننده‌ای بر تب داره.


 

 

 

 

جواهرات رمانتیک

در قرن 17، برای اولین بار، حلقه، انگشتر و زنجیر ساعت تو فرانسه ساخته شد. هم زمان با انقلاب صنعتی، سال 1789 طراحی، ساخت و فروش جواهرات ممنوع شد و در حدود 3 سال بعد، مجددا رواج پیدا کرد. آغاز شکوفایی جواهرات تو اروپا رو باید قرن نوزده دونست.

ایتالیایی‌ها، خریداران اصلی سنگهای گران بها و مرواریدهای اصلی شرقی بودن. تجار ایتالیایی، جواهرات رو به قیمت نازل از شرق میخریدن و به گزاف به اروپاییان میفروختن. در میان جواهرات، مرواریدهای سفید هند و ایران ارزش بالایی داشتن. ونیزیها کم‌کم برای این که فروش و سودشون رو بالاتر ببرن، به فکر افتادن که سنگهای مصنوعی شبیه مروارید بسازن و به قیمت پایینتر، به مردم بفروشن و سرانجام 1300 سال پیش، با مخلوط کردن پودر شیشه سفید، سفیده تخم مرغ و ماده لزج حلزون، مروارید مصنوعی ساختن.

تا اواسط قرن هفدهم، تغییرات در مد، سبک‌های جدیدی از جواهرات رو معرفی کرد. در حالی که پارچه‌های تیره نیاز به جواهرات طلایی ظریف داشتن، سایه‌های پاستلی ملایم‌تر جدید، زمینه‌های زیبایی برای سنگ‌های قیمتی و مرواریدها شدن. گسترش تجارت جهانی، سنگ‌های قیمتی رو بیش از پیش در دسترس قرار داد. پیشرفت در تکنیک‌های برش، درخشش سنگ‌های قیمتی رو افزایش داد.

چشمگیرترین جواهرات اغلب زیورآلات بزرگ بالاتنه یا سینه بودند که باید به پارچه‌های سفت لباس سنجاق یا دوخته می‌شدن. تزئینات برگ‌دار جواهرات، اشتیاق جدیدی را برای نقوش کمانی و زیورآلات گیاهی نشون میدن. کمان مرکزی در این گردنبند نمونه‌ای باشکوه از یک جواهر اواسط قرن هفدهمه. مینای مات نقاشی شده، نوآوری جدیدی بود که گفته می‌شود توسط یک فرانسوی به نام ژان توتن توسعه داده شده. این ترکیب رنگ چشمگیر اغلب در میناکاری‌ها در حدود این تاریخ استفاده می‌شد.


قرن نوزدهم دوره‌ای از تغییرات عظیم صنعتی و اجتماعی بود، اما در طراحی جواهرات اغلب تمرکز بر گذشته بود. در دهه‌های اول، سبک‌های کلاسیک محبوب بودن و شکوه یونان و روم باستان رو تداعی می‌کردن. این علاقه به آثار باستانی با کشفیات جدید باستان‌شناسی برانگیخته شد. زرگران تلاش کردن تکنیک‌های باستان را احیا کنن و جواهراتی بسازن که از جواهرات باستان‌شناسی تقلید می‌کردن یا به سبک اونها بودن.

 

همچنین علاقه‌ای به جواهرات الهام گرفته از دوره‌های قرون وسطی و رنسانس وجود داشت. این گواهی بر ماهیت التقاطی این دوره است که جواهرسازانی مانند کاستلانی و جولیانو همزمان در سبک‌های باستان‌شناسی و تاریخی کار می‌کردن.

جواهرات طبیعت‌گرایانه، که با گل‌ها و میوه‌های کاملاً قابل تشخیص تزئین شده بودن، در بیشتر این دوره محبوب بودن. این نقوش برای اولین بار در سال‌های اولیه قرن، با علاقه گسترده به گیاه‌شناسی و تأثیر شاعران رمانتیک مانند وردزورث، مد شدن. این گل‌های بزرگ و رنگارنگ، در پشت خودشون دارای یک سنجاق هستن و به عنوان زینت سینه استفاده می‌شدن. برخی از گل‌های الماس‌شکل روی فنرهایی قرار میگرفتن که با حرکت فرد، درخشش اونها به میزان قابل توجهی افزایش پیدا میکرد.

تا دهه 1850، طرح‌های ظریف اولیه جای خودشون رو به ترکیب‌های پیچیده‌تر و مجلل‌تری از گل‌ها و شاخ و برگ‌ها دادن. در عین حال، از گل‌ها برای ابراز عشق و دوستی استفاده می‌شد. رنگ‌های موجود در طبیعت با سنگ‌های قیمتی رنگی هماهنگ می‌شدن و «زبان گل‌ها» پیام‌های خاصی را بیان می‌کرد. برخلاف دوره‌های قبلی، جواهرات پیچیده‌تر تقریباً منحصراً توسط زنان استفاده می‌شدن.

قرن بیستم

جنبش هنر و صنایع دستی که در سال‌های پایانی قرن نوزدهم توسعه یافت، بر اساس نگرانی عمیقی از دنیای صنعتی شکل گرفت. جواهرسازان، سیستم کارخانه‌ای ماشینی - که در آن زمان منبع اکثر قطعات مقرون‌به‌صرفه بود - رو رد کردن و در عوض بر ساخت جواهرات تکی با دست تمرکز کردن. اونها معتقد بودن که در این فرآیند روح هنر و محتواش حفظ میشه. اونها تولید مکانیکی و ماشینی و انبوه زیورآلات رو درست نمیدونستند. 

هنرمندان صنایع دستی از سنگ‌های بزرگ و تراش‌خورده اجتناب کردن و در عوض به زیبایی طبیعی سنگ‌های شکل‌خورده و صیقل‌خورده تکیه کردن. اونها تکرار و نظم طرح‌های رایج رو با طرح‌های منحنی یا فیگوراتیو، اغلب با معنای نمادین، جایگزین کردن.

طراح این سنجاق سینه، سی. آر. اشبی، مردی با استعداد و انرژی فراوان و چهره‌ای تعیین‌کننده در جنبش هنر و صنایع دستی بود. در سال 1888، اون انجمن صنایع دستی رو در شرق لندن با هدف احیای مهارت‌های سنتی صنایع دستی و ایجاد اشتغال رضایت‌بخش در منطقه‌ای محروم از شهر تأسیس کرد. اون که در اصل به عنوان معمار آموزش دیده بود، به خاطر طرح‌های بسیار نوآورانه‌اش در زمینه مبلمان، فلزکاری، نقره و جواهرات نیز شناخته میشه.


طاووس یکی از نقوش مورد علاقه و متمایز اشبی بود و گفته میشه که اون حدود دوازده جواهر طاووس را در سال‌های حدود 1900 طراحی کرده. طبق سنت خانوادگی، این سنجاق سینه برای همسرش، جانت، طراحی شده.

سبک آرت نو باعث تغییر چشمگیری در طراحی جواهرات شد و حدود سال 1900 با پیروزی در نمایشگاه بین‌المللی پاریس به اوج خودش رسید. پیروان این مکتب، قطعات مارپیچ و ارگانیکی خلق کردن که رگه‌های شهوانی و مرگ نهفته تو اونها، دنیایی متفاوت از نقوش گلدار نسل‌های قبل بود. جواهرسازان آرت نو مثل رنه لالیک از سنگ‌های قیمتی مرسوم فاصله گرفتن و تأکید بیشتری بر جلوه‌های ظریف موادی مانند شیشه، شاخ و مینا داشتن.

با این حال، ظاهر رادیکال این سبک برای همه یا برای هر مناسبتی مناسب نبود. جواهرات الماس فوق‌العاده‌ای به سبک «گارلند» ساخته شدند، که تفسیری بسیار خلاقانه از طرح‌های قرن 18 و اوایل قرن 19 بود.


فیلیپ ولفرز، سازنده این زیورآلات موی ارکیده، معتبرترین جواهرساز آرت نو بود که در بروکسل کار می‌کرد. اون هم مثل رنه لالیک، معاصر پاریسی خود، به شدت تحت تأثیر دنیای طبیعی قرار گرفت. این ارکیده‌های عجیب و غریب در آثار هر دو دیده میشن.

اگرچه طراحی جواهرات بین دهه‌های 1920 تا 1950 تحت تأثیر چرخه‌های رونق، رکود و جنگ قرار گرفت، اما همچنان نوآورانه و جذاب بود. الگوهای هندسی تیز، عصر ماشین رو جشن می‌گرفتن، در حالی که خلاقیت‌های عجیب و غریب الهام گرفته از خاور نزدیک و دور، نشون می‌داد که مد جواهرات واقعاً بین‌المللی است. نیویورک اکنون به عنوان مرکز مد با پاریس رقابت می‌کرد و خانه‌های جواهرات اروپایی می‌تونستن انتظار داشته باشن که به شبه قاره هند محصول بفروشن و همچنین از اونها خرید کنن.

غلظت زیاد سنگ‌های قیمتی از ویژگی‌های جواهرات آرت دکو بوده. از حدود سال 1933، طلا دوباره به مد برگشت، تا حدودی به این دلیل که ارزان‌تر از پلاتین بود.

 

این سنجاق سینه، یادبود شکستن رکورد سرعت زمینی جهانی توسط کاپیتان جورج ایستون در سال 1937 است. ماشینی که به تصویر کشیده شده، تاندربولت است که کاپیتان ایستون اون رو طراحی، ساخته و رونده.

از دهه 1960، مرزهای جواهرات به طور مداوم بازتعریف شده‌اند. نسل‌های متوالی از جواهرسازان مستقل، که اغلب در دانشکده هنر تحصیل کرده و غرق در ایده‌های رادیکال بودن، عرف‌ها را به چالش کشیدن.

فناوری‌های جدید و مواد غیرقیمتی، از جمله پلاستیک، کاغذ و منسوجات، مفاهیم جایگاه و منزلت رو که به طور سنتی در جواهرات نهفته بود، دگرگون کردن.

هنرمندان-جواهرات آوانگارد، تعامل جواهرات با بدن رو بررسی کردن و مرزهای مقیاس و قابلیت پوشیدن رو تا حد زیادی گسترش دادن. جواهرات به هنر پوشیدنی تبدیل شده‌ و بحث در مورد ارتباط آن با هنرهای زیبا همچنان ادامه داره.